مشاهده
نکته‌ی دییر ۰۱

↓اسکرول کنید
اسکرول۰
سرعت۰٫۰۰۰
زمان۰٫۰ث
→ وبلاگ طراحی طراحی تجربه کاربری

معماری اطلاعات چیست؟ راهنمای کامل Information Architecture در UX

  • تاریخ انتشار۱۴۰۵/۰۸/۰۳
  • زمان مطالعه۱۱ دقیقه
  • نویسندهتیم دییر
معماری اطلاعات چیست؟ راهنمای کامل Information Architecture در UX

معماری اطلاعات (Information Architecture) یعنی سازمان‌دهی، دسته‌بندی، نام‌گذاری و به‌هم‌پیوستن محتوای یک سایت یا اپلیکیشن، طوری که کاربر بتواند بدون فکر کردن زیاد چیزی را که دنبالش است پیدا کند و بفهمد کجای محصول ایستاده است. به زبان ساده، معماری اطلاعات اسکلت پنهان محصول است: پیش از آنکه رنگ و دکمه‌ای طراحی شود، مشخص می‌کند چه چیزی کجا قرار بگیرد و با چه اسمی صدا زده شود.

بیشتر کاربرانی که می‌گویند «این سایت شلوغ است» یا «پیدایش نکردم»، در واقع با مشکل معماری اطلاعات روبه‌رو شده‌اند، نه با مشکل ظاهر. در این راهنما توضیح می‌دهیم معماری اطلاعات در تجربه کاربری از چه اجزایی تشکیل می‌شود، چه الگوهایی برای سازمان‌دهی محتوا وجود دارد، فرایند طراحی آن از ممیزی محتوا تا تست چگونه است، چه ارتباطی با سئو دارد و تیم‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند.

معماری اطلاعات چیست؟

اصطلاح Information Architecture را Richard Saul Wurman در دهه‌ی ۱۹۷۰ مطرح کرد، اما شکل امروزی آن در طراحی وب بیشتر مدیون کتاب Louis Rosenfeld و Peter Morville است که به «کتاب خرس قطبی» معروف شد. آن‌ها IA را طراحی ساختاری محیط‌های اطلاعاتی مشترک تعریف می‌کنند؛ یعنی هنر و علم سازمان‌دهی و برچسب‌گذاری محتوا برای پشتیبانی از کاربردپذیری و پیدا شدن.

نکته‌ی مهم این است که IA یک خروجی واحد مثل منو نیست. منو فقط نمود بیرونی تصمیم‌هایی است که پشت صحنه گرفته شده: محتوا به چه گروه‌هایی تقسیم شود، رابطه‌ی گروه‌ها با هم چیست، هر گروه چه اسمی داشته باشد و کاربر از چه راه‌هایی به آن برسد. اگر این تصمیم‌ها درست گرفته نشوند، بهترین طراحی رابط کاربری و تجربه کاربری هم نمی‌تواند سردرگمی کاربر را پنهان کند.

چهار سیستم معماری اطلاعات از نگاه Rosenfeld و Morville

این دو نویسنده معماری اطلاعات را به چهار سیستم به‌هم‌وابسته تقسیم می‌کنند که هنوز هم چارچوب اصلی کار در این حوزه است:

نمودار چهار سیستم معماری اطلاعات: سازمان‌دهی، برچسب‌گذاری، ناوبری و جست‌وجو

این چهار سیستم به هم وابسته‌اند: دسته‌بندی خوب با برچسب مبهم شکست می‌خورد.

چرا معماری اطلاعات در تجربه کاربری اهمیت دارد؟

کاربر برای پیدا کردن محتوا حوصله‌ی محدودی دارد و اگر نشانه‌ای از مسیر درست نبیند، صفحه را می‌بندد. معماری اطلاعات در ux دقیقاً روی همین لحظه‌ها اثر می‌گذارد:

ما در دییر بارها دیده‌ایم که تیم‌ها برای حل مشکل نرخ تبدیل سراغ تغییر رنگ دکمه یا بازنویسی متن می‌روند، در حالی که ریشه‌ی مشکل این است که کاربر اصلاً به صفحه‌ی درست نمی‌رسد. اصلاح معماری اطلاعات سایت معمولاً اثری عمیق‌تر از تغییرات بصری دارد.

الگوهای سازمان‌دهی محتوا؛ کدام را انتخاب کنیم؟

سیستم سازمان‌دهی دو بخش دارد: طرح (Scheme) که مشخص می‌کند محتوا بر چه اساسی دسته‌بندی شود، و ساختار (Structure) که رابطه‌ی دسته‌ها با هم را تعیین می‌کند؛ مثل سلسله‌مراتبی، پایگاه‌داده‌ای یا ابرمتنی. طرح‌ها به دو دسته‌ی دقیق (Exact) و مبهم (Ambiguous) تقسیم می‌شوند. طرح‌های دقیق مثل الفبایی و زمانی برای وقتی مناسب‌اند که کاربر دقیقاً می‌داند دنبال چیست؛ طرح‌های مبهم مثل موضوعی و وظیفه‌محور برای وقتی که کاربر در حال مرور و کشف است.

طرح سازمان‌دهیمبنای دسته‌بندیمناسب براینکته‌ی احتیاط
الفباییترتیب حروففهرست برندها، واژه‌نامه، دفترچه‌ی تماسفقط وقتی کاربر اسم دقیق را می‌داند کار می‌کند
زمانیتاریخ یا ترتیب رخداداخبار، بایگانی، تاریخچه‌ی سفارش‌هابرای محتوای همیشه‌سبز گزینه‌ی خوبی نیست
موضوعیموضوع و محتوابلاگ، فروشگاه، مرکز راهنمامرز موضوع‌ها باید از نگاه کاربر روشن باشد
وظیفه‌محورکاری که کاربر می‌خواهد انجام دهداپلیکیشن‌ها، پنل‌ها، خدمات دولتی و بانکیکارها باید از تحقیق کاربر بیایند، نه حدس تیم
مخاطب‌محورنوع کاربرسایت‌هایی با گروه‌های کاملاً متفاوت مثل خریدار و فروشندهاگر کاربر نداند در کدام گروه است، گیج می‌شود

در عمل بیشتر محصولات چند طرح را ترکیب می‌کنند؛ مثلاً فروشگاه اینترنتی دسته‌ها را موضوعی و برندها را الفبایی می‌چیند. مهم این است که در هر سطح منطق واحدی رعایت شود تا کاربر بتواند آن را پیش‌بینی کند.

الگوهای ناوبری در معماری اطلاعات سایت

ناوبری جایی است که ساختار به چشم کاربر می‌آید. ناوبری خوب سه سؤال را همیشه جواب می‌دهد: کجا هستم؟ کجا می‌توانم بروم؟ چطور برگردم؟ مهم‌ترین الگوها این‌ها هستند:

در اپلیکیشن موبایل همین منطق شکل دیگری می‌گیرد: نوار تب پایین معمولاً جای ناوبری سراسری را می‌گیرد و فضای محدود صفحه باعث می‌شود اولویت‌بندی سخت‌گیرانه‌تری لازم باشد. ناوبری هم باید با جریان کاربر هماهنگ باشد؛ یعنی مسیرهای پرتکرار کاربر باید کوتاه‌ترین مسیرهای ساختار هم باشند.

برچسب‌گذاری با زبان کاربر؛ نکته‌های مخصوص فارسی

برچسب‌ها کوچک‌ترین و در عین حال پرخطاترین بخش IA هستند. قانون اصلی ساده است: با زبان کاربر حرف بزنید، نه با زبان سازمان. «سامانه‌ی جامع خدمات مشتریان» برای تیم داخلی معنا دارد، اما کاربر دنبال «پیگیری سفارش» یا «پشتیبانی» است. در محصولات فارسی چند چالش خاص هم وجود دارد:

برای عمیق‌تر شدن در انتخاب کلمه‌ها، مقاله‌ی نویسندگی تجربه کاربری (UX Writing) را بخوانید؛ برچسب‌گذاری نقطه‌ی تلاقی IA و UX Writing است.

اگر کاربر برای فهمیدن معنی یک برچسب مجبور شود روی آن کلیک کند، آن برچسب کارش را انجام نداده است.

فرایند طراحی معماری اطلاعات گام‌به‌گام

IA حاصل یک جلسه‌ی طوفان فکری نیست، بلکه فرایندی پژوهش‌محور است. مراحلی که ما در دییر معمولاً دنبال می‌کنیم:

۱. فهرست‌برداری و ممیزی محتوا

اول باید بدانید چه دارید. در فهرست‌برداری محتوا (Content Inventory) همه‌ی صفحه‌ها، بخش‌ها و انواع محتوا در یک جدول ثبت می‌شوند. در ممیزی (Content Audit) کیفیت، تکراری بودن، به‌روز بودن و میزان استفاده‌ی هر کدام بررسی می‌شود. نتیجه معمولاً این است که بخشی از محتوا باید حذف یا ادغام شود و پیش از طراحی ساختار جدید، مسئله کوچک‌تر می‌شود. این مرحله به‌ویژه در ریدیزاین سایت حیاتی است.

۲. تحقیق با ذی‌نفعان و کاربران

از ذی‌نفعان اهداف کسب‌وکار، محدودیت‌ها و اولویت‌ها را می‌پرسیم و از کاربران مدل ذهنی، کارهای اصلی و واژه‌هایی که به کار می‌برند. مصاحبه، بررسی داده‌های جست‌وجوی داخلی سایت و تحلیل تیکت‌های پشتیبانی منابع خوبی هستند. روش‌های این مرحله را در راهنمای تحقیقات کاربر مفصل توضیح داده‌ایم.

۳. کارت سورتینگ

در کارت سورتینگ از کاربران می‌خواهیم کارت‌هایی را که هر کدام یک محتوا یا ویژگی را نشان می‌دهند، به شکلی که برایشان منطقی است گروه‌بندی کنند. نسخه‌ی باز به ما نشان می‌دهد کاربر خودش چه گروه‌ها و چه اسم‌هایی می‌سازد و نسخه‌ی بسته میزان جا افتادن دسته‌های پیشنهادی ما را می‌سنجد. جزئیات اجرا و تحلیل آن را در مقاله‌ی کارت سورتینگ چیست آورده‌ایم.

۴. نقشه‌ی سایت و نمودار معماری اطلاعات

بر اساس یافته‌ها، ساختار پیشنهادی به شکل نقشه‌ی سایت (Sitemap) یا نمودار درختی رسم می‌شود: سطح‌ها، گروه‌ها، برچسب‌ها و رابطه‌ی صفحه‌ها. این نمودار زبان مشترک مدیر محصول، طراح و توسعه‌دهنده است.

مقایسه‌ی نقشه‌ی سایت کم‌عمق و متعادل با ساختار عمیق و تودرتو در معماری اطلاعات

۵. تست درختی

پیش از طراحی حتی یک صفحه، ساختار متنی را با تست درختی می‌سنجیم: به کاربر یک نسخه‌ی متنی از درخت منو و یک مأموریت داده می‌شود، مثلاً «فاکتور خرید ماه قبل را پیدا کنید»، و مسیری که طی می‌کند ثبت می‌شود. این تست بدون تأثیر ظاهر، فقط سازمان‌دهی و برچسب‌ها را محک می‌زند. روش کامل را در مقاله‌ی تست درختی چیست بخوانید.

۶. تکرار و اصلاح

نتایج تست درختی معمولاً چند گره‌ی مشکل‌دار را نشان می‌دهد: برچسبی که کسی رویش کلیک نمی‌کند یا دسته‌ای که کاربران در آن گم می‌شوند. ساختار اصلاح و دوباره تست می‌شود. بعد از اجرا هم داده‌های تحلیلی، جست‌وجوهای بی‌نتیجه و تست کاربردپذیری نشان می‌دهند کجا باید دوباره دست برد. ساختار اطلاعات سایت سندی زنده است، نه پروژه‌ای یک‌باره.

خروجی‌های پروژه چیست؟

بسته به اندازه‌ی محصول، خروجی‌ها معمولاً این‌ها هستند:

این خروجی‌ها ورودی مستقیم مرحله‌ی وایرفریم و طراحی صفحه‌ها هستند. در خدمات طراحی محصول و UI/UX دییر، این مرحله همیشه پیش از طراحی بصری انجام می‌شود.

معماری اطلاعات در اپلیکیشن و وبسایت چه تفاوتی دارد؟

اصول یکی است، اما تمرکز فرق می‌کند. وبسایت معمولاً محتوامحور است و کاربر آن از جست‌وجوی گوگل یا لینک‌های بیرونی، از هر صفحه‌ای ممکن است وارد شود؛ پس هر صفحه باید به‌تنهایی جهت‌یابی را ممکن کند. اپلیکیشن بیشتر وظیفه‌محور است و کاربر از صفحه‌ی اصلی شروع می‌کند و دنبال انجام یک کار مشخص است.

در اپلیکیشن، هر بخش اضافه در نوار تب هزینه دارد؛ پس تصمیم درباره‌ی سطح اول ساختار باید با داده‌ی استفاده‌ی واقعی گرفته شود.

رابطه‌ی معماری اطلاعات و سئو

موتورهای جست‌وجو هم مثل کاربران از ساختار سایت برای فهمیدن اهمیت و رابطه‌ی صفحه‌ها استفاده می‌کنند. به همین دلیل IA یکی از پایه‌های سئوی فنی و محتوایی است:

البته ساختار را نباید فقط بر اساس کلمات کلیدی ساخت. داده‌ی جست‌وجو نشان می‌دهد کاربران با چه کلماتی دنبال چه چیزی هستند و برای برچسب‌گذاری ارزشمند است، اما ساختار نهایی باید برای انسان قابل‌فهم باشد؛ ساختاری که برای کاربر خوب کار کند، معمولاً برای سئو هم خوب کار می‌کند.

اشتباهات رایج در معماری اطلاعات

ساختن منو بر اساس چارت سازمانی

یکی از رایج‌ترین خطاها این است که منوی سایت عیناً از ساختار داخلی سازمان کپی شود: «معاونت فلان»، «واحد بهمان». کاربر نمی‌داند و نباید بداند کار او به کدام واحد مربوط است. ساختار باید بر اساس نیاز و کار کاربر چیده شود.

برچسب‌های تخصصی و مبهم

اصطلاحات فنی، اسم‌های برند داخلی و کلمه‌های کلی مثل «منابع» یا «راهکارها» کاربر را مجبور به حدس زدن می‌کنند. هر برچسب باید بدون توضیح اضافه معنای خود را برساند.

ساختار بیش از حد عمیق یا بیش از حد پهن

ساختار خیلی عمیق یعنی کاربر باید از چند لایه‌ی تودرتو عبور کند و در مسیر گم شود. ساختار خیلی پهن یعنی ده‌ها گزینه در یک سطح که انتخاب را سخت می‌کند. تعادل بین عمق و پهنا به نوع محتوا بستگی دارد و باید با تست درختی سنجیده شود، نه با قانون‌های ثابت.

نادیده گرفتن جست‌وجو و رشد آینده

برخی تیم‌ها جایی برای رشد نمی‌گذارند یا جست‌وجو را به افزونه‌ی پیش‌فرض می‌سپارند. نتیجه دسته‌ی «سایر» است که روزبه‌روز بزرگ‌تر می‌شود و جست‌وجویی که مترادف‌های فارسی را نمی‌فهمد.

سؤالات متداول

معماری اطلاعات چیست به زبان ساده؟

معماری اطلاعات یعنی تصمیم بگیریم محتوای یک سایت یا اپلیکیشن چطور گروه‌بندی شود، هر بخش چه اسمی داشته باشد و کاربر از چه راهی به آن برسد، تا پیدا کردن چیزها آسان باشد.

تفاوت معماری اطلاعات با نقشه‌ی سایت چیست؟

نقشه‌ی سایت یکی از خروجی‌های معماری اطلاعات است. IA کل فرایند تحقیق، سازمان‌دهی، برچسب‌گذاری، ناوبری و جست‌وجو را در بر می‌گیرد و نقشه‌ی سایت فقط ساختار نهایی را به تصویر می‌کشد.

معماری اطلاعات در ux وظیفه‌ی چه کسی است؟

در تیم‌های بزرگ گاهی معمار اطلاعات مستقل وجود دارد، اما معمولاً طراح UX این کار را با همکاری مدیر محصول، تولیدکننده‌ی محتوا و متخصص سئو انجام می‌دهد.

آیا برای سایت کوچک هم معماری اطلاعات لازم است؟

بله، در مقیاس کوچک‌تر. حتی یک سایت ده‌صفحه‌ای به منوی منطقی و برچسب‌های روشن نیاز دارد و فرایند می‌تواند به چند مصاحبه و یک تست درختی سبک خلاصه شود.

معماری اطلاعات چه تأثیری بر سئو دارد؟

ساختار سلسله‌مراتبی روشن، URLهای خوانا، بردکرامب، صفحه‌های هاب و لینک‌سازی داخلی به موتورهای جست‌وجو کمک می‌کنند صفحه‌ها را بهتر بخزند و رابطه‌ی موضوعی آن‌ها را بفهمند.

اگر سایت یا اپلیکیشن شما رشد کرده و کاربران در آن گم می‌شوند، یا قصد ساخت محصول تازه‌ای دارید و می‌خواهید از ابتدا ساختار درستی داشته باشد، تیم دییر می‌تواند از ممیزی محتوا تا تست درختی و طراحی نهایی کنار شما باشد. برای شروع گفت‌وگو، درخواست همکاری را ثبت کنید.

پروژه بعدی
مال شماست؟