مشاهده
نکته‌ی دییر ۰۱

↓اسکرول کنید
اسکرول۰
سرعت۰٫۰۰۰
زمان۰٫۰ث
→ وبلاگ طراحی طراحی تجربه کاربری

طراحی UI/UX چیست؟ راهنمای جامع رابط و تجربه کاربری

  • تاریخ انتشار۱۴۰۵/۰۷/۲۸
  • زمان مطالعه۱۱ دقیقه
  • نویسندهتیم دییر

طراحی UI/UX فرایند طراحی دو لایه‌ی به‌هم‌پیوسته از یک محصول دیجیتال است: رابط کاربری (UI) یعنی همه‌ی آنچه کاربر روی صفحه می‌بیند و با آن تعامل می‌کند، و تجربه کاربری (UX) یعنی کل مسیری که کاربر برای رسیدن به هدفش طی می‌کند و حسی که از این مسیر می‌گیرد. به زبان ساده، UX مشخص می‌کند محصول چه مشکلی را و با چه منطقی حل کند و UI مشخص می‌کند این راه‌حل چگونه دیده، خوانده و لمس شود.

این دو مفهوم اغلب کنار هم و با یک اسلش نوشته می‌شوند، چون در عمل از هم جدا نیستند. یک رابط زیبا که کاربر را در مسیر اشتباه می‌فرستد شکست می‌خورد و یک جریان منطقی که با رابطی شلوغ و ناخوانا ارائه شود هم همین‌طور. در این راهنما توضیح می‌دهیم UI و UX دقیقاً چه تفاوتی دارند، چه اصولی پشت یک طراحی خوب است، فرایند طراحی محصول دیجیتال از تحقیق تا تحویل به توسعه چگونه پیش می‌رود و تیم‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند.

تفاوت UI و UX چیست؟

اصطلاح «تجربه کاربری» را Don Norman در دهه‌ی ۱۹۹۰ هنگام کار در اپل رایج کرد تا به همه‌ی جنبه‌های تعامل آدم‌ها با یک محصول اشاره کند؛ نه فقط صفحه‌ها و دکمه‌ها. بنابراین UX مفهومی گسترده‌تر است و حتی بیرون از صفحه نمایش هم معنا دارد: از لحظه‌ای که کاربر نام محصول را می‌شنود تا ثبت‌نام، استفاده‌ی روزمره، تماس با پشتیبانی و حتی لغو اشتراک. UI بخشی از این تجربه است که به لایه‌ی بصری و تعاملی محصول مربوط می‌شود: چیدمان، رنگ، تایپوگرافی، آیکون‌ها، دکمه‌ها، فرم‌ها و حالت‌های مختلف هر جزء.

اگر محصول را به یک ساختمان تشبیه کنیم، UX نقشه‌ی معماری و جانمایی فضاهاست و UI مصالح، نور و دکوراسیون. هر دو برای ساختمانی که آدم‌ها دوست داشته باشند در آن زندگی کنند لازم‌اند، اما سؤال‌هایی که پاسخ می‌دهند متفاوت است. جدول زیر این تفاوت را خلاصه می‌کند.

جنبهطراحی تجربه کاربری (UX)طراحی رابط کاربری (UI)
سؤال کلیدیآیا کاربر می‌تواند به هدفش برسد و چقدر راحت؟آیا رابط واضح، خوانا، زیبا و یکدست است؟
تمرکزنیاز کاربر، جریان‌ها، ساختار اطلاعاتچیدمان، رنگ، تایپوگرافی، اجزای تعاملی
خروجی‌های رایجپرسونا، نقشه سفر، User Flow، وایرفریمطرح‌های نهایی، UI Kit، سیستم طراحی، انیمیشن‌های تعاملی
مهارت‌های اصلیتحقیق کاربر، معماری اطلاعات، تحلیل و تستطراحی بصری، سلسله‌مراتب، جزئیات تعاملی
معیار موفقیتنرخ موفقیت در انجام کار، کاهش خطا و رها کردنخوانایی، یکپارچگی بصری، درک سریع رابط
زمان تمرکز در پروژهبیشتر در ابتدای فرایند و پس از هر تستپس از تثبیت ساختار و جریان‌ها

در تیم‌های کوچک معمولاً یک نفر هر دو نقش را دارد و عنوان «طراح محصول» یا «طراح UI/UX» می‌گیرد. در تیم‌های بزرگ‌تر این نقش‌ها تخصصی‌تر می‌شوند و پژوهشگر UX، طراح تعامل، طراح بصری و UX Writer هر کدام روی بخشی از تجربه کار می‌کنند.

چرا طراحی UI/UX برای کسب‌وکار اهمیت دارد؟

طراحی خوب فقط موضوع سلیقه نیست؛ مستقیماً روی رفتار کاربر و در نتیجه روی اعداد کسب‌وکار اثر می‌گذارد. وقتی کاربر بدون سردرگمی ثبت‌نام می‌کند، محصول را پیدا می‌کند و خریدش را تمام می‌کند، هزینه‌ی جذب هر مشتری واقعاً به نتیجه می‌رسد. مهم‌ترین دلایل سرمایه‌گذاری روی طراحی UI/UX این‌هاست:

اصول کلیدی طراحی تجربه کاربری

اصول UX از ده‌ها سال پژوهش در تعامل انسان و کامپیوتر به دست آمده‌اند. یکی از شناخته‌شده‌ترین مجموعه‌ها، «ده اصل ابتکاری کاربردپذیری» است که Jakob Nielsen در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد و هنوز هم مبنای بسیاری از ارزیابی‌های تخصصی در Nielsen Norman Group است. اصول زیر با این چارچوب هم‌راستا هستند.

۱. کاربرمحوری به جای فرض‌محوری

تصمیم‌های طراحی باید بر اساس شناخت واقعی از کاربران گرفته شوند، نه سلیقه‌ی مدیر یا حدس تیم. به همین دلیل هر پروژه‌ی جدی با تحقیقات کاربر و کشف مسئله شروع می‌شود؛ مرحله‌ای که در Product Discovery با جزئیات بیشتری به آن پرداخته‌ایم.

۲. نمایش وضعیت سیستم و بازخورد

کاربر همیشه باید بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است: آیا فرم ارسال شد؟ پرداخت در حال پردازش است؟ فایل چند درصد آپلود شده؟ نبود بازخورد باعث تکرار کلیک، نگرانی و خطا می‌شود.

۳. ثبات و پیروی از قراردادها

کاربران بیشتر وقتشان را در محصولات دیگر می‌گذرانند و انتظار دارند الگوهای آشنا همان‌طور که عادت کرده‌اند رفتار کنند. نوآوری در جای درست ارزشمند است، اما تغییر مکان یا رفتار الگوهای جاافتاده معمولاً فقط بار یادگیری اضافه می‌کند.

۴. کاهش بار شناختی

هر گزینه، هر فیلد و هر جمله‌ی اضافه از ذهن کاربر انرژی می‌گیرد. اصل «تشخیص به جای یادآوری» در فهرست Nielsen می‌گوید اطلاعات لازم را جلوی چشم کاربر بگذارید تا مجبور نباشد چیزی را از صفحه‌ی قبل به خاطر بسپارد. متن‌های کوتاه و دقیق هم بخش مهمی از این کار است که در مقاله‌ی UX Writing به آن پرداخته‌ایم.

۵. پیشگیری از خطا و کمک به جبران آن

بهترین پیام خطا، خطایی است که هرگز رخ نمی‌دهد. محدود کردن ورودی‌های نامعتبر، تأیید پیش از اقدام‌های برگشت‌ناپذیر و امکان «بازگشت» از اصول پایه‌اند. وقتی خطا رخ می‌دهد، پیام باید به زبان ساده بگوید چه شده و چطور حل می‌شود.

۶. دسترس‌پذیری برای همه

دسترس‌پذیری یعنی محصول برای افرادی با توانایی‌های مختلف بینایی، شنوایی، حرکتی و شناختی قابل استفاده باشد. استاندارد مرجع در این حوزه WCAG است که توسط W3C منتشر می‌شود؛ برای مثال در سطح AA حداقل نسبت کنتراست ۴.۵ به ۱ برای متن معمولی توصیه شده است. رعایت دسترس‌پذیری تقریباً همیشه تجربه را برای همه‌ی کاربران بهتر می‌کند.

اصول کلیدی طراحی رابط کاربری

UI خوب ساختار و جریانی را که UX تعریف کرده به زبانی بصری و قابل فهم ترجمه می‌کند. مهم‌ترین اصول آن عبارت‌اند از:

برای مرور جزئی‌تر این مباحث، مقاله‌ی اصول طراحی UI را بخوانید.

فرایند طراحی UI/UX گام‌به‌گام

مدل‌های مختلفی برای توصیف فرایند طراحی وجود دارد. یکی از پرکاربردترین‌ها «الماس دوگانه» (Double Diamond) است که British Design Council در سال ۲۰۰۵ معرفی کرد و فرایند را به چهار فاز کشف، تعریف، توسعه و تحویل تقسیم می‌کند. الماس اول درباره‌ی پیدا کردن مسئله‌ی درست است و الماس دوم درباره‌ی پیدا کردن راه‌حل درست. گام‌های عملی زیر روی همین منطق بنا شده‌اند.

گام ۱: کشف و تحقیق

هدف این مرحله شناخت کاربران، زمینه‌ی استفاده، رقبا و اهداف کسب‌وکار است. مصاحبه با کاربران، بررسی داده‌های تحلیلی، مطالعه‌ی تیکت‌های پشتیبانی و تحلیل رقبا ابزارهای رایج این مرحله‌اند. خروجی آن فهرستی از یافته‌ها و فرصت‌هاست، نه طرح صفحه.

گام ۲: تعریف مسئله

یافته‌ها به یک تعریف روشن از مسئله تبدیل می‌شوند: چه کسی، در چه موقعیتی، با چه مانعی روبه‌روست؟ پرسونا، نقشه‌ی سفر کاربر و User Story به تیم کمک می‌کنند همه درباره‌ی یک مسئله حرف بزنند. در این مرحله معیارهای موفقیت هم مشخص می‌شوند.

گام ۳: معماری اطلاعات و جریان کاربر

پیش از طراحی هر صفحه، باید ساختار محتوا و مسیرهای اصلی را مشخص کنید: کاربر از کجا وارد می‌شود، چه تصمیم‌هایی می‌گیرد و کجا کارش تمام می‌شود. ترسیم User Flow جاهای خالی و پیچیدگی‌های غیرضروری را زود نشان می‌دهد.

گام ۴: وایرفریم

وایرفریم اسکلت کم‌جزئیات صفحه‌هاست که فقط چیدمان و اولویت محتوا را نشان می‌دهد. چون سریع ساخته و دور ریخته می‌شود، بهترین ابزار برای امتحان کردن چند ایده‌ی متفاوت پیش از سرمایه‌گذاری روی جزئیات بصری است.

گام ۵: طراحی رابط و سیستم طراحی

پس از تثبیت ساختار، طراحی بصری شروع می‌شود: انتخاب پالت رنگ، تایپوگرافی، آیکون‌ها و طراحی اجزا. در محصولاتی که قرار است رشد کنند، بهتر است از همین ابتدا اجزا به صورت یک سیستم طراحی قابل استفاده‌ی مجدد ساخته شوند.

گام ۶: پروتوتایپ و تست

پروتوتایپ تعاملی به شما اجازه می‌دهد پیش از نوشتن حتی یک خط کد، طرح را جلوی کاربران واقعی بگذارید. تست کاربردپذیری در این مرحله مشکلاتی را نشان می‌دهد که تیم به دلیل آشنایی زیاد با محصول دیگر نمی‌بیند. ابزارهایی مانند پلتفرم یوزر تستینگ دییر اجرای این تست‌ها را با کاربران فارسی‌زبان ساده‌تر می‌کنند.

گام ۷: تحویل به توسعه و بهبود مستمر

طرح نهایی همراه با مستندات، حالت‌های مختلف اجزا و توضیح رفتارها به تیم فنی تحویل داده می‌شود. همکاری نزدیک طراح و توسعه‌دهنده در این مرحله از تفاوت میان طرح و محصول نهایی جلوگیری می‌کند. پس از انتشار هم کار تمام نمی‌شود: داده‌های استفاده، بازخورد کاربران و آزمایش‌هایی مانند A/B Testing مسیر نسخه‌های بعدی را مشخص می‌کنند.

فرایند طراحی خطی نیست؛ هر بار که تست یا داده چیز جدیدی نشان دهد، ممکن است لازم باشد چند گام به عقب برگردید. این بازگشت نشانه‌ی شکست نیست، بلکه دقیقاً کاری است که فرایند برای آن طراحی شده است.

ابزارهای رایج طراحی UI/UX

ابزار مهم‌تر از فرایند نیست، اما شناخت ابزارهای رایج به شما کمک می‌کند بدانید هر کار با چه چیزی انجام می‌شود:

اشتباهات رایج در طراحی UI/UX

بیشتر شکست‌های طراحی نه از کمبود مهارت بصری، بلکه از خطاهای فرایندی می‌آیند. این‌ها رایج‌ترین آن‌ها هستند:

چه زمانی به تیم طراحی حرفه‌ای نیاز دارید؟

اگر در حال ساخت MVP هستید، محصولتان رشد کرده و رابطش ناهماهنگ شده، یا داده‌ها نشان می‌دهند کاربران در مسیرهای کلیدی رها می‌کنند، احتمالاً وقت آن رسیده که طراحی را جدی‌تر بگیرید. گاهی هم تیم داخلی وجود دارد اما به فرایند و مهارت‌های مشترک نیاز دارد؛ در این حالت آموزش سازمانی طراحی محصول می‌تواند مؤثرتر از برون‌سپاری باشد. اگر می‌خواهید ببینید این فرایند در پروژه‌های واقعی چطور پیاده شده، نمونه‌کارهای دییر را ببینید یا درباره‌ی خدمات طراحی محصول با ما گفت‌وگو کنید.

سوالات متداول

آیا UI و UX یک شغل هستند یا دو شغل جدا؟

هر دو حالت وجود دارد. در شرکت‌های کوچک و استارتاپ‌ها معمولاً یک طراح محصول هر دو بخش را انجام می‌دهد. در سازمان‌های بزرگ‌تر نقش‌ها تفکیک می‌شوند و پژوهشگر UX، طراح تعامل و طراح بصری جداگانه کار می‌کنند، اما همچنان باید نزدیک به هم باشند.

طراحی UI/UX یک پروژه چقدر زمان می‌برد؟

بستگی به اندازه‌ی محصول، میزان تحقیق لازم و تعداد پلتفرم‌ها دارد. طراحی یک قابلیت مشخص ممکن است چند هفته طول بکشد و طراحی یک محصول کامل چند ماه. نکته‌ی مهم‌تر این است که طراحی پس از انتشار هم به صورت تکرارشونده ادامه پیدا می‌کند.

آیا بدون تحقیق کاربر می‌توان طراحی خوبی انجام داد؟

می‌توان با تکیه بر اصول شناخته‌شده رابطی تمیز و قابل قبول ساخت، اما بدون شناخت کاربران نمی‌توان مطمئن بود که مسئله‌ی درستی حل شده است. حتی تحقیق سبک، مثل چند مصاحبه‌ی کوتاه یا یک دور تست با پنج کاربر، ریسک تصمیم‌ها را به شکل محسوسی کاهش می‌دهد.

تفاوت طراحی UI/UX با طراحی گرافیک چیست؟

طراحی گرافیک بیشتر بر ارتباط بصری و پیام تمرکز دارد، در حالی که طراحی UI/UX بر تعامل و کارکرد. طراح UI از مهارت‌های گرافیکی استفاده می‌کند، اما باید رفتار اجزا، حالت‌های مختلف و منطق جریان‌ها را هم در نظر بگیرد.

بهترین زمان برای شروع طراحی UI/UX در یک محصول کِی است؟

قبل از شروع توسعه. هرچه طراحی و تست زودتر انجام شود، تصمیم‌های اشتباه ارزان‌تر اصلاح می‌شوند. البته برای محصولی که در حال حاضر فعال است هم هیچ‌وقت دیر نیست؛ می‌توان با ارزیابی وضع موجود و تست کاربردپذیری شروع کرد.

طراحی UI/UX ترکیبی از شناخت آدم‌ها، تفکر ساختاری و دقت بصری است. اگر از تحقیق شروع کنید، مسئله را روشن تعریف کنید، ایده‌ها را با وایرفریم و پروتوتایپ ارزان امتحان کنید و طرح را پیش از ساخت جلوی کاربران واقعی بگذارید، محصولی می‌سازید که هم استفاده از آن ساده است و هم به اهداف کسب‌وکار کمک می‌کند. این راهنما نقطه‌ی شروع است؛ هر بخش آن را می‌توانید با مقاله‌های مرتبط وبلاگ دییر عمیق‌تر دنبال کنید.

پروژه بعدی
مال شماست؟