مشاهده
نکته‌ی دییر ۰۱

↓اسکرول کنید
اسکرول۰
سرعت۰٫۰۰۰
زمان۰٫۰ث
→ وبلاگ طراحی تحقیقات و تست کاربر

تست کاربردپذیری چیست؟ راهنمای جامع تست با کاربران

  • تاریخ انتشار۱۴۰۵/۰۷/۲۹
  • زمان مطالعه۹ دقیقه
  • نویسندهتیم دییر

تست کاربردپذیری (Usability Testing) روشی برای ارزیابی محصول است که در آن کاربران واقعی یا نماینده‌ی کاربران هدف، کارهای مشخصی را با محصول یا پروتوتایپ انجام می‌دهند و تیم رفتار، مشکلات و واکنش‌های آن‌ها را مشاهده می‌کند. هدف این تست اثبات خوب بودن طراحی نیست، بلکه پیدا کردن جاهایی است که کاربران گیر می‌کنند، اشتباه می‌کنند یا منظور رابط را نمی‌فهمند.

تفاوت اصلی تست کاربردپذیری با نظرسنجی یا جلسه‌ی بازخورد این است که در آن به رفتار کاربر نگاه می‌کنیم، نه فقط به حرفش. کاربران معمولاً در پاسخ به سؤال «این صفحه را دوست دارید؟» مؤدبانه جواب مثبت می‌دهند، اما وقتی از آن‌ها بخواهید با همان صفحه یک سفارش ثبت کنند، مشکلات واقعی خودشان را نشان می‌دهند. در این راهنما انواع تست، تعداد شرکت‌کننده‌ی مناسب، مراحل اجرا، معیارهای سنجش و اشتباهات رایج را مرور می‌کنیم.

چرا تست کاربردپذیری لازم است؟

تیمی که هر روز با یک محصول کار می‌کند، دیگر نمی‌تواند آن را با چشم یک کاربر تازه‌وارد ببیند. اصطلاحات داخلی برایش بدیهی است، مسیرها را از حفظ است و می‌داند هر دکمه چه می‌کند. تست کاربردپذیری این فاصله را آشکار می‌کند. مهم‌ترین مزایای آن عبارت‌اند از:

برای آشنایی با مفهوم پایه‌ای این روش، مقاله‌ی Usability Testing چیست را هم می‌توانید بخوانید. این راهنما نسخه‌ی کامل‌تر و عملیاتی‌تر همان بحث است.

انواع تست کاربردپذیری

تست کاربردپذیری را می‌توان از چند زاویه دسته‌بندی کرد. شناخت این دسته‌ها کمک می‌کند برای هر سؤال، روش مناسب را انتخاب کنید.

تست هدایت‌شده و تست بدون ناظر

در تست هدایت‌شده (Moderated) یک تسهیلگر به صورت حضوری یا آنلاین همراه شرکت‌کننده است، کارها را توضیح می‌دهد، رفتار او را دنبال می‌کند و در صورت نیاز سؤال‌های تکمیلی می‌پرسد. در تست بدون ناظر (Unmoderated) شرکت‌کننده در زمان و مکان دلخواه خودش و با راهنمایی یک ابزار، کارها را انجام می‌دهد و صفحه و صدایش ضبط می‌شود. جدول زیر این دو را مقایسه می‌کند.

ویژگیتست هدایت‌شده (Moderated)تست بدون ناظر (Unmoderated)
حضور تسهیلگردارد؛ هم‌زمان با شرکت‌کنندهندارد؛ ابزار سناریو را نمایش می‌دهد
عمق یافته‌هابالا؛ امکان پرسیدن «چرا» در لحظهمتوسط؛ وابسته به کیفیت سناریو و فکر بلند کاربر
سرعت و مقیاسکندتر؛ هر جلسه زمان تسهیلگر را می‌گیردسریع؛ چندین جلسه به‌طور هم‌زمان اجرا می‌شود
هزینه برای هر شرکت‌کنندهبیشترکمتر
مناسب برایمحصولات پیچیده، ایده‌های اولیه، کاوش عمیقکارهای مشخص، مقایسه‌ی نسخه‌ها، نمونه‌ی بزرگ‌تر
ریسک اصلیاثرگذاری ناخواسته‌ی تسهیلگر بر رفتار کاربرسوءبرداشت از سناریو بدون امکان اصلاح در لحظه

تست حضوری و تست از راه دور

تست حضوری امکان دیدن زبان بدن و محیط واقعی را می‌دهد و برای محصولات فیزیکی یا کیوسک‌ها ضروری است. تست از راه دور هزینه‌ی رفت‌وآمد را حذف می‌کند و دسترسی به کاربران شهرهای مختلف را ممکن می‌سازد. تست از راه دور می‌تواند هدایت‌شده (از طریق تماس تصویری) یا بدون ناظر باشد.

تست کیفی و تست کمّی

تست کیفی به دنبال پیدا کردن مشکلات و فهم دلیل آن‌هاست و با تعداد کمی شرکت‌کننده انجام می‌شود. تست کمّی به دنبال اندازه‌گیری است، مثلاً نرخ موفقیت یا زمان انجام یک کار، و برای اینکه اعداد قابل اتکا باشند به نمونه‌ی بزرگ‌تری نیاز دارد. بیشتر تیم‌های محصول در عمل بیشتر از تست کیفی استفاده می‌کنند.

با چند کاربر باید تست کرد؟

شناخته‌شده‌ترین پاسخ به این سؤال از Jakob Nielsen است. طبق تحقیقات Nielsen Norman Group که بر پایه‌ی کار Nielsen و Thomas Landauer انجام شد، در یک تست کیفی، حدود پنج کاربر بخش عمده‌ی مشکلات کاربردپذیری را آشکار می‌کنند و افزودن کاربران بیشتر در همان دور، یافته‌های جدید کمتری به همراه دارد. توصیه‌ی اصلی Nielsen این است که به جای یک تست بزرگ، چند دور تست کوچک با حدود پنج کاربر اجرا کنید و بین هر دور طراحی را اصلاح کنید.

این قاعده چند شرط مهم دارد. اول اینکه برای تست کیفی است، نه کمّی؛ Nielsen Norman Group برای مطالعات کمّی نمونه‌های بسیار بزرگ‌تر، در حدود ۴۰ نفر، را توصیه می‌کند. دوم اینکه اگر محصول چند گروه کاربری کاملاً متفاوت دارد، مثلاً خریدار و فروشنده، باید از هر گروه چند نفر را تست کنید. سوم اینکه شرکت‌کنندگان باید واقعاً نماینده‌ی کاربران هدف باشند.

پنج کاربر برای پیدا کردن بیشتر مشکلات یک دور کافی است؛ اما فقط اگر بعد از آن دور، طراحی اصلاح شود و دوباره تست شود.

مراحل اجرای تست کاربردپذیری گام‌به‌گام

گام ۱: هدف تست را مشخص کنید

پیش از هر کاری بنویسید می‌خواهید به چه سؤالی پاسخ دهید. «آیا کاربران می‌توانند بدون کمک اولین پروژه‌شان را بسازند؟» هدف خوبی است؛ «ببینیم کاربران محصول را دوست دارند یا نه» هدف خوبی نیست. هدف روشن، انتخاب کارها و معیارها را آسان می‌کند.

گام ۲: چه چیزی را تست می‌کنید؟

تست کاربردپذیری را در هر مرحله‌ای می‌توان اجرا کرد: روی طرح کاغذی، وایرفریم، پروتوتایپ تعاملی، نسخه‌ی MVP یا محصول فعال. هرچه زودتر تست کنید، اصلاح ارزان‌تر است؛ فقط باید سؤال‌ها را با سطح جزئیات نسخه‌ی تست هماهنگ کنید.

گام ۳: شرکت‌کنندگان را انتخاب و جذب کنید

معیارهای انتخاب را بر اساس کاربران هدف بنویسید: سن، تجربه با محصولات مشابه، شغل یا هر ویژگی مهم دیگر. همکاران، دوستان و اعضای تیم معمولاً شرکت‌کننده‌ی خوبی نیستند چون محصول را از قبل می‌شناسند یا می‌خواهند لطف کنند. یک پرسشنامه‌ی غربالگری کوتاه کمک می‌کند افراد مناسب را انتخاب کنید.

گام ۴: سناریو و کارها را بنویسید

کارها باید واقع‌گرایانه، مشخص و بدون راهنمایی باشند. به جای «روی دکمه‌ی افزودن به سبد کلیک کنید» بنویسید «فرض کنید برای تولد دوستتان دنبال یک کتاب هستید؛ کتابی زیر ۳۰۰ هزار تومان پیدا کنید و آن را بخرید». از به کار بردن واژه‌هایی که عیناً روی رابط نوشته شده‌اند پرهیز کنید تا به کاربر سرنخ ندهید.

گام ۵: تست آزمایشی اجرا کنید

پیش از جلسات اصلی، یک بار با یک همکار یا یک شرکت‌کننده‌ی آزمایشی تست را اجرا کنید. این کار ابهام در سناریوها، مشکلات فنی پروتوتایپ و زمان‌بندی نادرست را پیش از آنکه جلسات واقعی را خراب کنند نشان می‌دهد.

گام ۶: جلسات را اجرا کنید

از شرکت‌کننده بخواهید هنگام کار «بلند فکر کند» (Think-aloud)، یعنی آنچه را می‌بیند، انتظار دارد و تصمیم می‌گیرد به زبان بیاورد. این روش به گفته‌ی Nielsen Norman Group یکی از ارزشمندترین ابزارهای تست کاربردپذیری است. در تست هدایت‌شده تسهیلگر باید بیشتر گوش دهد تا حرف بزند، به سؤال‌های کاربر با سؤال پاسخ دهد و هرگز کمک نکند مگر اینکه کار کاملاً متوقف شده باشد. اگر از پلتفرم یوزر تستینگ دییر استفاده کنید، می‌توانید جلسات را با کاربران واقعی فارسی‌زبان اجرا و ضبط کنید و بعداً با تیم مرور کنید.

گام ۷: یافته‌ها را تحلیل و اولویت‌بندی کنید

مشاهدات همه‌ی جلسات را کنار هم بگذارید و الگوها را پیدا کنید: کدام مشکل برای چند نفر تکرار شد؟ کدام مانع باعث شکست در انجام کار شد؟ Nielsen برای اولویت‌بندی، مقیاس شدت صفر تا چهار را پیشنهاد کرده که از «مشکل نیست» تا «فاجعه‌ی کاربردپذیری» می‌رود و بر اساس فراوانی، اثر و تکرارپذیری مشکل تعیین می‌شود.

گام ۸: گزارش دهید و دوباره تست کنید

گزارش خوب کوتاه است، با مشکلات اولویت‌دار شروع می‌شود و برای هر مشکل شاهد (کلیپ یا نقل‌قول) و پیشنهاد اصلاح دارد. پس از اصلاح طراحی، دور بعدی تست را اجرا کنید تا مطمئن شوید راه‌حل‌ها مشکل جدیدی ایجاد نکرده‌اند.

معیارهای سنجش در تست کاربردپذیری

طبق استاندارد ISO 9241-11، کاربردپذیری با سه بُعد اثربخشی، کارایی و رضایت تعریف می‌شود. معیارهای رایج برای سنجش این ابعاد عبارت‌اند از:

تفاوت تست کاربردپذیری با روش‌های مشابه

تست کاربردپذیری گاهی با روش‌های دیگر اشتباه گرفته می‌شود. A/B Testing دو نسخه را روی ترافیک واقعی مقایسه می‌کند و می‌گوید کدام بهتر عمل کرده، اما نمی‌گوید چرا؛ تست کاربردپذیری دلیل را نشان می‌دهد. نظرسنجی نگرش کاربران را می‌سنجد، نه رفتارشان را. ارزیابی ابتکاری (Heuristic Evaluation) توسط متخصصان و بدون کاربر انجام می‌شود و مکمل تست با کاربر است، نه جایگزین آن. برای آشنایی با جایگاه این روش‌ها کنار هم، راهنمای جامع تحقیقات کاربر را بخوانید.

اشتباهات رایج در تست کاربردپذیری

از کجا شروع کنیم؟

لازم نیست اولین تست شما کامل باشد. یک مسیر کلیدی را انتخاب کنید، سه تا پنج کار بنویسید، پنج کاربر مناسب پیدا کنید و جلسات را ضبط کنید. اگر تیم داخلی برای اجرای منظم تست کمبود زمان یا تجربه دارد، می‌توانید از پلتفرم یوزر تستینگ برای اجرای تست‌های بدون ناظر استفاده کنید یا تست را بخشی از خدمات طراحی محصول قرار دهید تا هر تصمیم طراحی با شواهد پشتیبانی شود.

سوالات متداول

آیا تست با پنج کاربر برای هر محصولی کافی است؟

برای یک دور تست کیفی روی یک گروه کاربری مشخص، معمولاً بله. اما اگر محصول چند گروه کاربری متفاوت دارد، یا هدف شما اندازه‌گیری آماری است، به شرکت‌کنندگان بیشتری نیاز دارید. توصیه‌ی Nielsen Norman Group اجرای چند دور کوچک و تکرارشونده است.

تست کاربردپذیری را در چه مرحله‌ای از توسعه انجام دهیم؟

در همه‌ی مراحل. روی وایرفریم و پروتوتایپ برای پیدا کردن مشکلات ساختاری، روی نسخه‌ی در حال توسعه برای بررسی جزئیات و روی محصول فعال برای شناسایی فرصت‌های بهبود. هرچه زودتر شروع کنید، اصلاحات ارزان‌تر است.

تست هدایت‌شده بهتر است یا بدون ناظر؟

هیچ‌کدام به‌طور مطلق بهتر نیست. تست هدایت‌شده برای کاوش عمیق و محصولات پیچیده مناسب‌تر است و تست بدون ناظر برای کارهای مشخص، سرعت بیشتر و نمونه‌ی بزرگ‌تر. بسیاری از تیم‌ها از ترکیب هر دو استفاده می‌کنند.

آیا می‌توان روی پروتوتایپ غیرتعاملی تست انجام داد؟

بله. حتی طرح‌های کاغذی یا تصاویر ثابت برای سنجش درک کاربر از ساختار و اولویت محتوا مفیدند. فقط باید انتظار داشته باشید که جزئیات تعاملی را نمی‌توان در این سطح ارزیابی کرد.

بعد از تست چه کاری باید انجام دهیم؟

یافته‌ها را بر اساس شدت اولویت‌بندی کنید، برای مهم‌ترین مشکلات راه‌حل طراحی کنید و دور بعدی تست را برنامه‌ریزی کنید. تست بدون اقدام بعدی فقط هزینه است.

تست کاربردپذیری ساده‌ترین راه برای جایگزین کردن حدس با شواهد است. لازم نیست آزمایشگاه مجهز یا بودجه‌ی بزرگ داشته باشید؛ چند کاربر مناسب، سناریوهای واقع‌گرایانه و تیمی که حاضر باشد بدون دفاع از طراحی‌اش گوش دهد کافی است. اگر این کار را به بخشی منظم از فرایند طراحی UI/UX تبدیل کنید، هر نسخه‌ی محصول شما یک قدم به نیاز واقعی کاربران نزدیک‌تر خواهد شد.

پروژه بعدی
مال شماست؟